نوروپلاستیسیتی

نوروپلاستیسیتی ؛ واژه ای که به دنبال تحقیقات و کشقیات غیرمنتظره دهه 1960 و 1970 در نوشته های محققان دیده شد. این تحقیقات نشان دادند که مغز با هر فعالیتی که انجام میدهد ساختار خود را دچار تغییر میکند. به این ترتیب مدار های خود را تکمیل کرده و برای کاری که باید انجام دهد وضعیت بهتری پیدا میکند . اگر بعضی بخش های مغز نتوانند کارشان را انجام دهند، گاهی قسمت های دیگر این وظیفه را به عهده میگیرند . استفاده از استعاره ی ماشین برای مغز، که عضوی است با بخش هایی که هریک به انجام کاری تخصیص داده شده،نمیتوانست به طور کامل جوابگوی تغییراتی باشد که دانشمندان آن هارا ملاحظه میکردند؛ بنابراین آن ها این خاصیت بنیادین مغز را انعطاف پذیری سیستم عصبی (نوروپلاستیسیتی) نام گذاری کردند

نورو (اعصاب) که شامل سلول های عصبی مغز و سیستم عصبی بدن می شود از واژه ی نورون (عصب) گرفته شده است. پلاستیک به معنای (قابل تغییر، انعطاف پذیر و قابل تعدیل ) است. این تحقیقات نشان دادند هنگامی که یک قسمت از مغز از کار می افتد قسمت دیگر جایگزین آن میشود؛ یعنی هنگامی که سلول های عصبی میمیرند درمواقعی میتوانند جایگزین شوند؛ این که بسیاری از مدار ها و رفتار های بنیادینِ واکنشی که ما فکر میکنیم در ذهنمان سیم پیچی شده اند، بدین گونه نیستند. یکی از این دانشمندان حتی نشان داد که تفکر، یادگیری و عمل میتواند ژن هایی از مارا از دور خارج کرده و یا این که آن هارا وارد دور کند، ژن هایی که آناتومی مغز ما را شکل می دهند و رفتار ما را میسازند. مطمئنا این کشف یکی از خارق العاده ترین آن ها در قرن بیستم بوده است. در تحقیقات زیادی نشان داده شده است که چگونه افراد نابینا و ناشنوا با توجه به کشفیات و توانایی های جدید مغزی قادر به دیدن و شنیدن شده اند. افرادی که به دلیل سکته مغزی توانایی حرکت خود را از دست داده بودند اما با روش های نوروپلاستیسیتی به بهبودی آن ها کمک های فراوانی شده است .افرادی که با استفاده از این قواعد مغزی تازه کشف شده اختلالات یادگیری و مشکلات حافظه ایشان برطرف شده است. همچنین گروهی از افراد که توسط افکار خود، با توجه به قابلیت نوروپلاستیسیتی، مغزشان را بازنویسی کرده اند ، بدین منظور که جراحت های روانی و عقده های روحی خود را درمان کنند که پیش از این غیرقابل درمان تشخیص داده شده بود.

در این نوشتار  قصد داریم نحوه تاثیر روانکاوی در بهبود اختلالات روانی و جراحت های روحی را  با توجه به قابلیت نوروپلاستیسیتی مغز بیان کنیم. در آغاز این تحقیقات روانپزشک و محقق، اریک کندل [1]،دست به پژوهش زد. کندل اولین نفری بود که نشان داد یادگیری باعث تغییر ساختار هر نورون شده و عاملی است برای تقویت ارتباطات سیناپسی بین نورون ها. علاوه بر این او اولین نفری بود که نشان داد هنگامی که ما چیزی را برای مدتی طولانی به خاطرمان میسپاریم ، نورون ها شکل آناتومی خود را تغییر و تعداد ارتباطات سیناپسی با نورون های دیگر را افزایش می دهند؛ تحقیقی که وی به خاطر آن جایزه نوبل 2000 را از آن خود کرد. در هنگام یادگیری ما در ژن هایی از نورون هایمان که بیان شده اند و یا روشن هستند تغییر ایجاد میکنیم. ژن های ما دوعملکرد دارند: اولی که به آن عملکرد الگوبرداری[2] میگوییم؛ به ژن ها اجازه میدهد تا تکثیر پیدا کنند و ژن هایی مانند خود بسازند که از نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا می کنند. این عملکرد از کنترل انسان خارج است. دومی عملکرد رونویسی [3]است. هر سلول از بدن ما حاوی تمامی ژن های ماست، اما همه این ژن ها روشن یا بیان شده نیستند. هنگامی که یک ژن بیان میشود، پروتئینن جدیدی میسازد که ساختار و عملکرد ژن را تغییر میدهد. این که ما چه میکنیم و به چه فکر میکینیم بر روی عملکرد رونویسی تاثیر دارد.

بیشتر مردم تصور میکنند که این ژن های ما هستند که به ما شکل داده اند؛ رفتار و آناتومی مغزی ما را ساخته اند. تحقیق کندل نشان داد هنگامی که ما مغزمان را در معرض آموزش قرارمی دهیم بر روی ژن هایی که از نورون هایمان رونویسی می شوند، نیز تاثیر میگذاریم. در نتیجه ما میتوانیم ژن های خود را شکل دهیم ، که آن هم به نوبه ی خود آناتومی میکروسکوپی مغزمان را شکل میدهد.

کندل می گوید رواندرمانی باعث تغییر در انسان می شود، (احتمالا این تغییر از طریق یادگیری انجام میشود، با ایجاد تغییر در بیان ژن که قدرت ارتباطات سیناپسی را تغییر می دهد و تغییرات ساختاری که باعث ایجاد تغییر در الگوی آناتومی ارتباطات درونی بین سلول های عصبی مغز می شود.) روانشناس دکتر سوزان معتقد است که کارایی گفتگو درمانی به علت انجام گفتگو با نورون ها است و این که یک روانکاو و یا یک روان درمانگر خوب در واقع یک ریزجراح ذهن است که به بیمار کمک می کند در شبکه های نورونی خود تغییرات لازم را ایجاد کند.

در واقع پیش از این تحقیقات ، مدل (پروژه ای برای روانشناسی علمیِ  )[4] که توسط بنیان گذار مکتب روانکاوی، زیگموند فروید، مطرح شد ؛ پیش نگری بر کار کندل بود. این مدل، یکی از اولین طرح های جامع علوم اعصاب بود که مغز و ذهن را در هم ادغام کرده بود. علاوه بر این فروید شروع به مطرح کردن ایده های نوروپلاستیسیتی نیز کرد. او چهار مفهوم نوروپلاستیسی را در نظریه خود صورت بندی کرده بود  که در ادامه ما به معرفی اولین مفهوم مطرح شده توسط وی میپردازیم . اولین مفهوم پلاستیک که توسط فروید مطرح شد، همان قانونی است که می گوید نورون هایی که با هم شلیک میکنند به هم سیم پیچی می شوند این قانون را عموما قانون هب می خوانند در حالی که فروید در سال 1888 درست شصت سال پیش از هب مطرح کرد. فرستادن پیغام توسط دو نورون به صورت هم زمان باعث ایجاد هم خوانی مداوم دربین آن ها می شود فروید این قانون را هم خوانی نامید که براساس ان روش تداعی آزاد را مطرح کرد.

در این روش روانکاوی, بیمار بر روی کاناپه دراز میکشد و تداعی آزاد میکند ؛ یعنی هر چه که به مغزش خطور میکند را به زبان می آورد، بدون توجه به این که ممکن است گفته هایش چقدر ناجور و مبتذل باشد . روانکاو دور از دید بیمار و پشت سر وی می نشیند و معمولا خیلی کم حرف می زند. فروید متوجه شده بود که اگر در این روال دخالت نکند در فرایند تداعی بیمار، بسیاری از احساسات پس زده شده و ارتباطات جالب آشکار می شوند – افکار و احساساتی که بیمار معمولا آن هارا از ذهن خود پس زده است . مبنای تداعی آزاد براین اساس است که همه تداعی ها در ذهن ما ، حتی آن هایی که ظاهرا ( اتفاقی) به ذهن ما می آیند و قابل فهم نیستند، تفاسیری هستند بر ارتباطاتی که زمانی در شبکه ی مغزی ما شکل گرفته اند . قانون هم خوانی توسط هم زمانی او به شکلی شفاف تغییرات در شبکه ی نورونی ما را در ارتباط با تغییرات در شبکه ی حافظه ی ما می داند. در نتیجه نورون هایی که سال ها قبل با هم شلیک کرده اند، به هم سیم پیچی شده اند و این ارتباطات هنوز بر سرجای خود باقی هستند و خود را در گفته های بیمار جلوه گر میسازند که به صورت تداعی آزاد بیان می شوند.

بر اساس پژوهش های فراوان در این زمینه ، این تصور که روانکاوی و رواندرمانگری تنها سخن درمانی های بی تاثیری هستند که صرفا بیان افکار و احساسات هستند ،اشتباه بوده و نحوه تاثیر روان درمانگری براساس خاصیت پلاستیسیتی مغز قابل توضیح و تبیین می باشد.

 

فرح بکی زاده، روانشناس بالینی

 

[1] Eric Kandel

[2] Template function

[3] Transcription function

[4] Project for a scientific psychology

آوریل 25, 2019

0 پاسخ به "نوروپلاستیسیتی"

ارسال یک پیغام

درباره ما

موسسه سلامت روان ایپا در تاریخ 1397/11/02 به شماره ثبت ۴۶۳۷۷ در راستای ارائه خدمات روانشناسی به صورت آنلاین در سراسر کشور به عنوان پر مخاطب ترین مجموعه روانشناسی در شبکه های اجتماعی فعالیت خود را آغاز کرده است و با همراهی اساتید به نام روانشناسی و سعی بر بالابردن کیفیت آموزشی و درمانی سلامت روان جامعه دارد.
انتقادات،پیشنهادات و طرح های خود را از طریق ایمیل و یا شماره تماس های زیر با ما درمیان بگذارید⬇️
email 📧 ipaonline.edu@gmail.com
📱 09359425582
☎️ 7263 8885 021
آدرس: تهران، گاندی چنوبی، نبش ۱۳(شهاب)، زنگ از درب حیاط.
X